مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
330
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
او مدت 16 سال تصدّى قضاوت شهر بلخ را داشت وى رواياتش را از تابعين و يا از تابعان تابعين نقل كرده است و تعداد زيادى از علماى خراسان و مناطق ديگر از او روايت نقل كردهاند . محمّد عوفى و ابو داود گفتهاند : قاضى ابو مطيع از بزرگان آمرين بالمعروف و ناهين عن المنكر بود . « 1 » در كتاب لسان الميزان نقل شده است كه ابو مطيع حكم بن عبد اللّه بلخى از مفاخر فقهاى بلخ است . از شاگردان او مىتوان به اين چند تن اشاره كرد : 1 - على بن فضل بن طاهره بلخى ؛ 2 - ابو يحيى عبد الصمد بن فضل بلخى ؛ 3 - قاسم بن زريق بلخى . هركدام از اين افراد ، خود از محدّثان معروف بشمار مىروند قاضى ابو مطيع بلخى براى زيارت بيت اللّه الحرام بلخ را ترك گرفت و پس از اتمام فرائض حج وارد بغداد شد . در آن زمان قاضى ابو يوسف ، قاضى القضاة بغداد بود كه به استقبال وى شتافت . نقل كردهاند كه آيهء آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا « 2 » را در ثناى يحيى بن برمك تفسير كرده بودند . چون اين خبر به قاضى ابو مطيع بلخى رسيد ، بر بالاى منبر رفت و گفت : اين آيه دربارهء يحيى بن زكريا نازل شده است ؛ هركس غير از اين تفسير كند ، كافر و مرتد است . و يا اينكه قاضى ابو مطيع شنيد آيهء مذكور را به نفع مأمون عباسى تفسير كردهاند . با عدّهاى از علما و بزرگان به نزد امير بلخ رفت و از او استمداد خواست . امير گفت : اين حكم را شما از من بهتر مىدانيد . آنگاه قاضى ابو مطيع بر منبر رفت و خطبه خواند و گفت : اين آيهء شريفه در ثناى مأمون نيست ؛ بلكه دربارهء يحيى بن زكريا نازل شده است و هركسى غير اين بگويد ، كافر است . اى مردم ، جا دارد كه براى تقويت دين خدا خاك بر سر كنيم و سر از تنمان جدا سازيم . و همچنين نقل شده است كه بر دروازهء نوبهار ملك باارزشى بود كه يكى از مقربان خليفه آن را تصاحب كرده و در اينباره از دار الخلافه نامهاى هم گرفته بود . صاحب ملك به قاضى ابو مطيع شكايت كرد . قاضى ابو مطيع آن مرد را حاضر كرد و به او گفت : چرا
--> ( 1 ) - شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 257 . ( 2 ) - مريم / 12 .